تبلیغات
وبلاگ دانشجویان مکانیزاسیون دانشگاه رامین سال 91 - پسرک گل فروش
 
وبلاگ دانشجویان مکانیزاسیون دانشگاه رامین سال 91
یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : فرشاد سروریان
پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید:
خانم! توروخدا یه شاخه گل بخرید.
زن درحالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد.
"چه کفش های قشنگی دارید"
زن لبخندی زد و گفت: برادرم برایم خریده است. دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
جای شما نه! ولی دوست داشتم جای برادرت بودم...
تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم
.
.
.
.
.
حلقه اشکی در چشمان زن آمد، در حلی که دور شدن پسرک را تماشا میکرد...




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 09:58 ق.ظ
What's up, this weekend is good in favor of me,
since this occasion i am reading this great informative article here at
my residence.
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:58 ق.ظ
Hello my loved one! I wish to say that this article is awesome, nice
written and come with approximately all significant infos.

I'd like to peer more posts like this .
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:09 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this post!

It's the little changes which will make the largest
changes. Many thanks for sharing!
شنبه 9 دی 1391 06:43 ب.ظ
وای چه رمانتیک !
سه شنبه 14 آذر 1391 02:54 ب.ظ
that was nise i liked it i hope you sen more of this
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :